نامه به فاطی
-
تاریخ: 1401/2/4 ساعت: 5:41
و بازگشت همه ی ما به بلاگ هس.البته بازگشت همه ادمای با شخصیت.ما هم ی مدت رفتیم دنبال هوسا،توییتر و اینستا و...ولی خب،الان باز اینجام: )اولا ک کلی سلام،واقعا دوس داشتم ک بیام ولی نمیشد.نمیدونم اصلا چند وقته ک ننوشتم ولی دلیل اصلی اینه ک درگیر درسا بودم.جونم بگه ک تابستون رو میخوندم واسه خودم.واسه یا
سادگی های همیشگی
-
تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 2:22
من توی دفتر خاطراتم می نویسم،هر روز نسبتا.ولی یه وقتای دوس دارم ک اینجا باشم.متروک ترین جای مکن با چند تا دوست مجازی که احتمالا اصلا سر نمی زنن به اینجا.این روزا ادما به تمام قسمتای زندگیم نفوذ کردن..
ما ک دیگه دادیم رفت تورو!
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 3:15
امروز که اینجا می نویسم احتمالا دیگه هیچکس اینجا نیس!عملا منم و من کنکور ارشد رو دادن و رتبم اونقدرا خوب نبود.نمی دونم به اندازه تلاشم نتیجه گرفتم یا نه ولی امید دارم یه جوری باشه ک از این موضوع بتونم رد شم.اگه خدا قبول کنه دانشگاه علامه قبول میشم.امیدوارم از انتخابم پشیمون نشم: ) این روزا ذهنم فقط
فاطی خل شده
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:01
من با تموم ادعا هام و با تموم علاقم و پیگیری خبرا،یه وقتایی دوس دارم ببندم تمامی خبرارو،بدون خوندنشون و بدو بدو بیام عکس پروفایلتو باز کنم زل بزنم به عکس.به تویی که حتی نمیبینی بودنمو...ناراحت نیسم خدایی.سال هاست این قضیه حل شده"دلیل نداره ادمایی که دوسمون دارن،دوسشون داشته باشیم و همچنین ادمایی که ...
دل تنگ
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:01
اینکه لا به لای استخراج ضریب فزاینده دلت واسه یکی تنگ بشه اصن موضوع شوخی برداری نیس که... فک میکنم باید چند سال بعد از مرگ ادما،بعد تشییع جنازه،باید به مراسم بگیریم...یه جور فرصت بدیم به خودمون که گریه کنیم.یه بار دیگه...چند سال گذشته و آدم به ازای تمامی این چند سال کلی دلش تنگ شده.باید گریه کرد بدو...
چقدر باهوشه این بیان:)))
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:01
والاااا گور بابای تو+دل تنگ من +تو و چتامون. مردم از بس خوندمش،مردم از این زندگی تخمی.من نمی کشم با اینهمه دل تنگی و بی پولی و کلی چیزای بد دیگه.یخورده خوب لطفا...
عذرخواهی از بیان:))))
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:01
والا عنوان پست قبل مشکل داش و فیلتر شدم.عنوان رو عوض کردم و از فیلتری در نیومدم و اینکه الان بچه های بیان نشستن میگن اه اه این بی ادبه بار پست گذاشت،پیف پیف:/
یا مهدی ادرکنی(واسه جلوگیری از فیلتر شدن)
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:01
الان تو یه وضعیت تخ*ی قرار دارم.در وهله اول که درسای این ترمم واقعا سنگین و ت*می با استادای تخ*ی تر از درسا.بعد اینکه من الان باید دو عدد تحقیق تحویل بدم دست نویس.آخه این ینی چی که دست نویس؟؟استرس این موضوعارو داشتم.تا اینکه امروز رییس بخش استعفا داد.این ینی عوض شدن دوباره قوانین و مشکلات خفن واحدی ...
شت: )
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:01
گفتم من خیلی کم میام اینجا . اگه دوس دارین اکانتای دیگه خودتونو بذارین؟فیس بوک،اینستا،تلگرام،توییتر...هرچی:)
شیربرنج
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:01
بعضی وقتا فال حافظ میگیرم واسه خوب شدن حالم.خبرای خوش حافظ،حال آدمو خوب میکنه،هر چقدرم واهی روزگارم کاملا معمولی میگذره،درس می خونم.مثل همیشه هم مشکلات عاطفی و مالی دهن مارو...بله:) تنها نکته مثبت. روزام اینه ک با برنامه تر زندگی میکنم.اتفاقات ریز و درشت ک زیاد افتاده،ولی اصلی ترینش اینه ک فردا بهار...
لعنت بهت
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:00
لعنت بهت
اعلام زنده بودن
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:00
دلم خیلی تنگ شده واسه نوشتن،ولی همش دارم میخونم... آپ کردن هم نیاز به لب تاب داره ک من خیلی دیر به دیر روشن میکنم لب تابو چون درگیر درسام... دلمم واستون تنگ شده؟ )